روششناسی علامه طباطبایی در بهرهگیری از سیاق در المیزان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

برای فهم سخن هر گوینده یا متن، افزون بر واژهها و تعبیراتی که در سخن او می آید، باید از ابزارهای دیگری سود جست. از جمله این ابزارها، توجه به بافت ویژه کلام و سخنان پیشین و پسینی است که قطعهای از سخن را در بر گرفتهاند و با چینش و ترکیبهای خاص، معنایی ویژه افاده میکنند. از این خصوصیت سخن با عنوان " سیاق کلام" نام میبرند. علّامه طباطبایی در تفسیر المیزان از سیاق آیات، بهره گرفته و به موفقیتهایی دست یافته است. توجّه ویژه او به سیاق، بر پیشدانستههایی استوار است. مهمترین این پیشدانستهها اعتقاد به " استقلال قرآن در دلالت" است که سبب میشود، مفسّر بیش از هر چیز به متن قرآن چشم دوخته و پیام آن را از درون خود آن بجوید. دوّمین پیشدانسته، " قانونمند بودن کلام الهی در عالیترین حد" است. قرآن از نظر استحکام، با کلام بشر تفاوت اصلی دارد، تسامح عرفی را بدان راهی نیست و از این رو، همه ویژگیهای آن از جمله، سیاق یکایک عبارات و جملات آن، قابل بهره برداری تفسیری است. در المیزان بالغ بر 9402 بار از این قاعده در رفع ابهامات تفسیری، کشف الفاظ قرآن، مشخص نمودن آیات مکّی و مدنی، تشخیص روایات اسرائیلی، تفسیر آیه به آیه، دستیابی به نکات لطیف تفسیری و ... استفاده شده است.

کلیدواژه‌ها